تبليغاتX
AdpA
Rssارتباط با ماراهنماي سايت پارسيان اردستانموسيقي تصاوير اس ام اس كليپبخش كامپيوتر پارسيانبخش موبايل پارسيانفروشگاه اينترنتي پارسيانAdpA  وبلاگ شخصي صفحه اصلي وبسايت پارسيان اردستان
 
Search
* AdpA is love and Life * Wellcom to AdpA * يادم باشد حرفي نزنم که به کسي بر بخورد نگاهي نکنم که دل کسي بلرزد راهي نروم که بي راه باشد خطي ننويسد که آزار دهد کسي را يادم باشد که روز و روزگار خوش است همه چيز رو به راه و بر وفق مراد است و  خوب تنها تنها دل ما دل نيست

صفحه وبلاگ 

موضوع: سه شنبه چهاردهم مهر 1388 0:1

به سرزمین خودتون خوش آمدید 


    

www.adpa.ir www.adpa.ir www.adpa.ir www.adpa.ir www.adpa.ir www.adpa.ir www.adpa.ir 

 

 

 دانلود این موسیقی


اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir    

جديدترين مطالب
فیفا۲۰۰۹ و ندفور اسپید آندرکاور و بیلیار و اسنک در بخش بازي موبايل 
آنلاین شدن بدون مسنجر در بخش کامپیوتر
معرفی چند نرم افزار جدید در بخش نرم افزار موبايل   
بررسي تخصصي انواع گوشي در بخش موبايل
موسیقی سنتی قدیمی در بخش سرگرمی
نامه عشقولانه در بخش وبلاگ شخصي
جديدترين كدهاي مخفي گوشي در بخش موبايل
جديدترين اس ام اس ها در بخش سرگرمي
جومونگ دو در فروشگاه اينترنتي
 

Rssارتباط با ماراهنماي سايت پارسيان اردستانموسيقي تصاوير اس ام اس كليپبخش كامپيوتر پارسيانبخش موبايل پارسيانفروشگاه اينترنتي پارسيانAdpA  وبلاگ شخصي صفحه اصلي وبسايت پارسيان اردستان

نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

دومین تولد AdpA 

موضوع: دوشنبه سیزدهم مهر 1388 20:6

AdpA سه ساله شد و پس از سه سال بلاخره تصمیم گرفتم که یک پسوند آی آر براش بگیرم

اینم هدیه سه سالگی AdpA

www.AdpA.ir

خیلی وقته که نتونستم بیام و مطالبمو بنویسم اما اینبار دیگه قول می دم که همیشه زود به زود بیام.....!

به یک چیز فکر می کنم اینکه چرا خیلی ها می تونند خیلی کار بکنند خیلی کار از عهدشون بر می آد و می تونند با کارهاشون به خیلی های دیگه خدمت کنند اما چرا نمی کنند..!

به یک چیز دیگه کنار همون چیز اول فکر می کنم که چرا اینجوریه که اونهایی که می خوان خیلی کار بکنند و خیلی دوست دارند خدمت کنند و دوست دارند با کارهاشون خیلی ها را خوشحال کنند نمی تونند این کار ها را بکنند و معمولا به دو علت که یکی امکاناتش را ندارند و مهمتر اينکه اون اولی ها نمی گذارند حتی این دومی ها کارشون را بکنند.

به یک چیز دیگر کنار این چیز ها هم فکر می کنم و اینکه چگونه و چه موقع این چیز ها درست می شه و می شه واقعا همگی خوب کار بکنند .

وقتی فکرم به اینجا می رسه یک چیز دیگه به فکر هام اضافه می شه اینکه همه اینها بر می گرده به داشتن صداقت

صداقت یک کلمه نیست یک دنیا كلمه ست که اگی همه به کار ببرند دیگه اولی و دومی نداریم و همه یکی می شن

و امروز که فکر کردم خیلی ناراحت شدم دیدم که اگه پیشرفتی نداشته ایم به خاطر همین بوده که هیچ صداقتی نداشته ایم و همیشه خواسته ایم اون چیزی را نمایش بدیم که وجود نداره و از نمایش صحنه اصلی می ترسیم و این همون سانسوره که می گند

پس اینجوری با خودم نتیجه می گیرم که سانسور موجب می شه صداقت از بین بره و ترس موجب می شه سانسور ایجاد بشه و این ترس از چیه. از اینکه اولی ها ترسو هستند و نمی خواهند  دومی ها پشرفت داشته باشند و دومي ها هم ترسو هستند و جرات حركت را ندارند .

اخر همه اين فكر ها يه سوال برام پيش مي آد كه :

 پس چه جوري مي شه به اين ترس غلبه پيدا كرد ؟

راستي شما بگيد كه چه جوري و كي مي شه ؟

 

نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

نامه عشقولانه 

موضوع: نامه عشقولانه دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 12:20

داشتم تو عکسها یه گشتی می زدم که چشمم به یک نامه عشقولانه خورد

این روزها کمتر کسی در مورد عشق و زندگی حرف می زنه یا بهتر بگم بیشتر حرف می زنه تا عمل بکنن

اینروزها که هنوز ملت ما سردرگم انتخابات هستند. هنوز دنبال یکسری حرف هستند

 کسی اینجا دنبال عشق نیست انگار ...

 

نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

 

موضوع: چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 20:19


زندگي رو مي شه به يک مسابقه فوتبال تشبيه کرد که ميلياردها نفر تماشگر نشسته اند و دارند تو رو نگاه مي کنند


تو هم جلوي يه دروازه خالي ايستاده اي

و توپ دقيقا جلوي پاي توست


اما گاهي وقتها اين قدر هول مي شيم که نمي تونیم اين توپ ساده را گلش کنيم

ولي خيلي ها هستند که از پشت 18 قدم چنان ضربه اي مي زنند

 که تور دروازه پاره مي شه


فکر مي کني تو از  کدومهايي؟؟

نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

تولدت مبارک  

موضوع: شنبه نوزدهم بهمن 1387 23:31

خواستیم تلافی کنیم اما انگاری نشد که بشه ولی بگم که یادم نرفته بودها

ولی ...

 

روز تولدت شد و نیستم اما كنار تو

كاشكی می شد كه جونمو هدیه بدم برای تو 

درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم 

بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم 

میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم 

از لحظه لحظه های جشن ، تو خیالم عكس بگیرم 

من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون 

چراغونی جشنمون، ستاره های كهكشون 

به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم 

هر چی غم و غصه داری یك شبه آتیش بزنم 

تو غمهات و فوت بكنی منم ستاره بیارم 

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم 

كهكشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش 

بیابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش 

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک 

بال فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک 

عاشق تو یه قلب بی قرار و کوچک 

فقط می خوان بهت بگن :.

.

.

. تولدت مبارک

 

 

امید وارم که بنجی هم خوب شده باشه

اینم دوستای بنجی

خوبه دیگه برم کیک رو بیارم

اینم کیک

تولدت مبارکتولدت مبارک

اما کادوها مونده کادوی خودم باشه واسه بعد سورپرایزه

نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

بدون شرح 

موضوع: سه شنبه دوازدهم آذر 1387 11:41

سلام می آم با دست پر و به زودی و با یک شکل دیگه و اصلا یک جور دیگه

فعلا یه مدتی بود که نبودم و الان هم یک مدت البته خیلی کوتاه تر می رم ولی زود میام

انتظار سخت است ولی برای تو که منتظر ماندی هدیه ایست خدا دوست دارد که تو سخن بگویی به دنیا

چشمهایت را ببند و بگو که دوستش داری

خدا زیباست پس زیباییش را تماشا کن

نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

AdpA 

موضوع: تولد یکسالگی AdpA جمعه بیست و نهم شهریور 1387 13:20

AdpA متولد شد

 یه همچین روزهایی بود که من به سرم زد تا AdpA را بدنیا بیارم

واسه تولد AdpA می خوام سنگ تموم بگذارم و یه هدیه ویژه بهش بدم بره حالش ببره

نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

طوطیا 

موضوع: طوطیا دختر گلم سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 11:0


تو عالم بچگيم اينقدر آرزو داشتم که فقط خدا مي تونه بشماردشون چون هر وقتي دلم ميگرفت مي رفتم پيشش و بهش مي گفتم اوس کريم دلم گرفته مي خوامت خيلي مي خوامت  از اين تعارف ها تيکه پاره هم مي کرديم گاهي وقتها اينقدر محو خدا مي شدم که حتي از ثانيه هاي اون ساعت قديمي روي طاقچمون جلو مي افتادم خدايش خدا بود برام و همين تنها کسي که تونست منو تحمل کنه حرفهامو گوش کنه همون بود و بس . مي نشستم براش درد دل مي کردمي و از اون بچگيم بگيريد با اون آرزوهايه جور وا جورش تا الان با اين آرزو ها اما بعد از مدتي اينها ديگه آرزو نبودند شدند هدف و بعد شدند يک هديه از طرف اوس کريم تا به اين باور برسم که مي شه به آرزو ها رسيد و آرزو ها فقط تو قصه ها آرزو هستند نه تو واقعيت. اومدم اينجا براتون از يکي از اون آرزوهايه بچگيم بگم و اينکه به همه ثابت کنم از دنيا دل بکنن و برن پيش خدا .چند روز پيش ها يکي از شماها يکي از دوستايه خوبم باهم يه گپ کوچيک اس ام اسي داشتيم مي گفت زندگي سخت شده مي گفت چند تا از دوستاش به خاطر مشکلات خونوادگي و عشقي خودکشي کردند . متاسف شدم گفتم چرا جووناي ما بايد اينقدر دچار فشار باشند که جرات خودکشي بکنند .يه پيشنهاد دارم براي همه اونهايي که مي گند زندگي سخته مشکلات زياده نمي تونم و از اين حرفها ...

از همين امروز سعي کنيد ديگه نگيد نمي تونم يه دوست خوب مي خواهيد اون فقط خداست فقط اونه که مي شينه به حرفهاتون گوش مي ده صداي قلبت رو فقط اونه که مي شنوه فقط اونه که موقعي که بدبخت شديم بهمون کمک مي کنه اون تنها دوستيه که اگه هزار دفعه هم بهش دروغ بگي کارهاي بد بکني بازم هم مي توني بري پيشش و معذرت خواهي کني و چقدر مهربونه که تو رو مي بخشه بعد خواستت رو انجام  مي ده . لازم نيست که حتما با دعا ندبه و کميل بري پيشش فقط يه جا يه گوشه تنها پيدا کن و حرف دلت را باهاش بزن در دل کن براش گريه کن خدا دلش نمي ياد که گريه دوستاشو ببينه مطمئن باش يه جايي مياد دستتو مي گيره که خودت باور نمي کني.

داشتم از آرزوهاي بچگي مي گفتم اين پست را به خاطر دوتا از بچه هاي نت نوشتم يکي سمانه خانم و ديگري کيانا که تازگي ها يه طوطي خريده شايد يه کمکي به هر دو دوست خوبم کرده باشم.

تو بچگي هميشه آرزو داشتم يه پرنده خوشکل داشته باشم يکي از اونها که تو فيلم هاست هميشه روي شونه مي شينه و حرف مي زنه بهش هر کاري بگم انجام بده خودش و لوس کنه و از اين جور کارها تا اينکه تونستم تقريبا سه ماه پيش به اين آرزوم هم برسم.

اسمش طوطيا است خوشگلو ماماني مهربون لوس و ناز هر چي بگم کم گفتم . وقتي صبحها ساعت۷.۳۰ که مي شه مياد رو تختمو اينقدر بوسم مي کنه تا از خواب بيدار بشم خيلي نازه البته خیلی شیطونتره می تونید اینو تو عکساهش ببینید.

خوب کیانا خانوم حالا نوبت شماست خواستی در مورد طوطی ها بیشتر بدونی

طوطي ها حيووناي خيلي خيلي احساساتي هستند معمولا آدم تو مغازه ها که مي بينندشون آروم نشستند و بازي مي کنند ولي وقتي مي خردشون مياره خونه مي بينه بي تابي مي کنه گاز مي گيره جيغ مي کشه و ... اين به خاطر اينکه از صاحب اوليش جدا شده چون طوطي به صاحبي که قبلا پيشش بوده خيلي عادت داره و اگه از اون جداش کني براي يه مدت ?? الي ?? روزه اصلا با شما نمي تونه احساس راحتي کنه و اگه يه طوطي به کل وحشي گرفته باشين که ديگه وا ويلا .براي تربيت طوطي و در کل پرنده ها بايد صبر و تحمل زيادي داشته باشي مخصوصا طوطي براي اينکه يه طوطي وحشي را تربيتش کني تا بياد رو دست بشينه کار يکي دو روز نيست حداقل ? ماه متوالي کار مي بره البته طوطي ها ذات مخصوص خودشون را دارند و اينجوريه که اگه تنها و يک دونشونو مي گيريد بايد باهاش اينقدر مهربون باششي که با تو اخت پيدا کنه به طوري که يه رابطه کاملا احساسي باهاش برقرار کني اگه تونستي اين رابطه رو برقرار کني و بتوني اعتماد طوطي را به خودت جلب کني اونوقته که مي توني هر کاري که خواستي يادش بدي باز هم مي گم تربيت طوطي خيلي کار سخت و زمان بريه . براي شروع مي توني بري کنار قفسش و براش صوت بزني يا اينکه هر وقت کنارش هستي يه آهنگ ملايم و شاد براش پخش کني طوطي ها از موسيقي خيلي خوششون مياد و از سر و صداي بلند دادو بيداد دعوا و از اينجور چيزها متنفرند بيشتر دوست دارند فقط به يکنفر عادت کنند براي عادت دادن طوطي به اينکه روي انگشتتون سوار بشه يه چند روزي با چوب باهاشون کار کنيد يعني چوب جلوش بگيريد تا بتونه بياد روش بايسته و وقتي به چوب عادت کرد براي عادت بيشتر مي تونيد وقتي روي چوب مياد ببريش يه جاي ديگه و بهش غذاي مورد علاقشو بدي .بعد چند روزي که به چوب عادت کرد ديگه از چوب استفاده نکن حالا با انگشت امتحان کنيد طريقه گرفتن طوطي با انگشت اينجوريه که دست خودتون را به حالتي مشت مي کنيد که انگار داريد با يک هفت تير شليک مي کنيد و مي خواهيد ماشه تفنگ را فشار بديد مواظب باشيد که شست دستتون زير سه انگشت آخريتون داخل مشتتون باشه و انگشت سباقتون را به صورت نيم دايره خم کرده جلوي طوطي بگيريد " چون طوطي ها هميشه عادت دارند که از هرجا که مي خواند بالا يا پائين برند اول نوکشون را مي گذارند " نبايد بترسيد شايد روزهاي اول گاز بگيره ولي وقتي انگشتتون رو جلوش بردين اگه خواست بياد رو دستتون و يا اينکه گاز بگيره عقب نکشين سعي کنيد وقتي خواست بياد رو دست وقتي نوکش رو طرف دستتون آورد به آرومي دستتون رو به بالا ببريد تا يه جور اونو مجبورش کنيد بياد سوار بشه طوطيا من هم اولش از من خيلي مي ترسيد دستمو که مي بردم طرفش اينقدر نوک زد تا عادت کرد به سوار شدن . سعي کنيد باهاش دوست باشيد و از گاز گزفتنش نترسيد شايد اول گازتون بگيره اما گاه بفهمه که شما ازش نمي ترسيد به شما اخت مي گيره اونموقع است که هر کاري ميخواهي باهاش مي کني. ديگه باهات کاري نداره .طوطي ها به بال و دمشون خيلي حساسند مبادا بخواهيد که بهش دست بزنيد براي شروع فقط ميتونيد از جلو بهشون نزديک بشين .طوطي ها بازي گوشند هميشه دوست دارند يه چيزي رو با نوکشون خراب کنند مثل اين طوطيا تا حالا دو تا تلفن خراب کرده و اينکه يه گوشي بود از يه مشتري آورده بودم خونه واسه تست تعمير ظهر خوابم برد بعد که بيدار شدم ديدم گوشي نيست. شيطون بلا برده بود زير تخت داشت درستش مي کردهخوب موقعي رسيدم تازه قابشو باز کرده بود.البته از اين جور چيزها که بگذريم تا حالا دوتا کناره فشر و يه قاليچه تو اتقم رو در به داغون کرده فعلا مجبور شدم يه قفس بزرگ براش بسازم که هر وقت خونه نسشتم بره توش و حيونکي دلک براش مي سوزه. براي آموزش ياد دادن صدا به طوطي شما بايد از اصوات شروع کنيد مثلا صدا صوت و پرنده ها را براش در بياريد اما تا اولي را ياد نگرفته نريد سرغ بعدي تکرار زياد و تمرين متوالي مي تونه يه چيز هايي ياد بگيرن اما بستگي به نوع طوطي هم داره طوطي کاسکو بزرگترين جثه را بين طوطي ها داره و قدرت يادگيريش خيلي زياده رنگش خاکستري متمايل به نقره اي . طوطي ملنگو يا طوطي پاکستاني طوطيهاي سبز رنگ نر اين طوطي ها طوق قرمز پشت سرش داره و زير چشماش مشکيه اما وحشي تر از مادشه کلا طوطيا ها نر هاشون وحشي تر از ماده ها هستند و سخت تر مي شه رامشون کرد طوطي سبز ها ياد گيريشون خيلي کمتر از کاسکو هاست اما اگه خيلي باهاشون کار کنيد مي تونند ياد بگيرند طوطي برزيلي همون طوطيهاي رنگي که رنگ آبي و قرمز و سبز بدنشو پوشنده اونها هم مثلا طوطي پاکستاني يادگيريشون کم طوطي تاجدار يا طوطي استراليايي طوطي هايي به رنگ زرد يا سفيدند اونها هم يادگيريشون کمه .

غذاي طوطي غلات مثله ارزن و تخمه آفتابگردانه البته سيب و چيز هايه شيرين خيلي دوست داره و کلا همه چيز که بهش بدين مي خوره ولي زياد غذاي آدمي بهش ندين چون غذاي چرب مريضش مي کنه و بي ادبي نباشه اسهال مي گيره .البته نون بهش بدين نون هم خوب مي خوره هم خوب دوست داره ظرف آب طوطي را در هر روز دو تا سه بار بايد عوض کنيد .فعلا تا همين جا به ذهن مي رسه اگه کمک ديگه اي از من بر مي آد مي تونيد بگيد حتما ميام اگه غلط غلوط زیادی داشت ببخشید وقت نکردم اصلاح کنم سریع نوشتمشون

 

نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

چرخ روزگار 

موضوع: بچرخ تا بچرخیم پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 23:15

کاش دنیا وجو نداشت تا در غم نبودنش می زیستیم نه الان که انگار زنده ایم اما مرده راستی کی می تونه بگه که ما چه حقی داریم از این دنیا از این زندگی از این همه نعمت خدا چقدرش به من تنها تعلق داره !

نمی دونم کی و کجا و چقدر ! اما می دونم اینقدر هست که خدا ما را آفرید تا ازش استفاده کنیم .

آیا خدا فقط ما را برای پرستش و عبادت آفریده . یا برای اینکه که ببینه آخرزمون کیها جهنم می رن و کیها بهشت! اصلا این زندگی ما برای چیه چرا خدا ما ها رو آفرید! یه مشت موجودات رو الاف ما ها کرد که بعد از میلیارد ها سال همه رو تو یه سف پشت سر هم بگذاره بعد بگه تو برو بهشت تو هم برو جهنم!؟

چرا باید همیشه یک سری افراد بر اکثریت مردم غالب باشند بعد جنگ و بعد خونریزی و بعد مرگ و نابودی و دوباره روز از نو آخر چیه این نوع زندگی ؟! آیا این سرنوشت انسانهاست که سالها همین گونه و به همین منوال بگذرونند و منتظر باشند که قیامت کی میاد و همه رو از بلا تکلیفی در بیاره؟!

سوال اینجاست آیا اگه اون روز حضرت آدم اون انگور ( یا گندم ) را نمی خورد ما انسانها همگی تو بهشت بودیم . ؟!

من یک فرد آزادم . آیا این کلمه در دنیایه امروزی دروغی بیش نیست .

خدا مهربانتر و داناتر از آنست که در عقل ما بگنجد پس چرا؟!

چرا خیلی ها فکر می کنند که می تونند تا ابد ظالم باشند و هیچکسی جلوی اونها نمی تونه باسته.!

آیا تاریخ نوشتنی نیست یا فراموش شدنیست؟! همه روزی آمدند و ریختند و زدند و کشتند و گرفتند و بعد دوباره گروهی دیگر آمدند و آنهایی که بودند خوردند و کشته شدند و رفتند .آیا این چرخ روزگار همینه ؟!

این سوالهایی است که تو ذهن خیلی ها ست تو ذهن من هم هست اما کی می تونه به این ها جواب بده من؟

همشون شده علامت سوال ؟

پس بچرخ تا بچرخیم

نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

euro2008 

موضوع: یورو 2008 دوشنبه دهم تیر 1387 18:0

پشت صحنه یورو۲۰۰۸:

 قرار بود که دیگه در مورد یورو ننویسم اما چه کنیم دیگه این آلمانی که باخت اینقده حال داد . ایطور شد که ما اومدیم .خوشحالیم نه به خاطر برد اسپانیاست و نه به خاطر باخت آلمان بلکه به خاطر بردن شرطم

آهان آره دیگه حالا بیا و جایزه مارا بده

می دونی چیه این آلمان نبود که باخت این من و تو بودیم که آلمان را بردیم تو باید قدرت خودتو ثابت کنی نه این که متحیر قدرت دیگران بشی

یه جا نشستن و غرقر کردن و حرص خودردن که فایده نداره اگه داشت ایتالیا عزیز میو مد بالا اما همه دیدید که چگونه آلمانچی ها باختند اونهم کجا یا به قول اصفهونی ها کوجا باختند

اگه قدرت خودتو باور نداری اگه هنوز قدرت درونیت را حس نکردی کافی که دستهاتو مشت کنی .اونموقع هست که متونی قدرت خودتو حس کنی

برای انسانهای بزرگ هیچ بن بستی وجود ندارد چون بر این باورند که :

یا راهی خوام یافت یا راهی خواهم ساخت

معرفی : اگه می خواهی یک تکونی به خودت بدی و از بند اسارت درون آزاد بشی و بررسی به  قله ای که دیگرون نتونند بیان بالا این کتاب را پیدا کن و بخون .

(( دور دنیا با هشتاد تومان از دکتر رحیم دولتی))

قیمتش ۳۵۰۰ تومانه ولی به اندازه یک عمر زندگی می ارزه قصه یک بچه فقیر و که تونست با ... برسه به ...(انها رو خودت می خونی)

آخرین عکسهای یورو ۲۰۰۸ فینال و جشن اسپانیایی هایه جام ندیده در ادامه مطلب بخونید

یورو قسمت آخر

دیشب وقتی ترکیه گل سوم را خرد نه از باخت ترکیه ناراحت شدم و نه از برد آلمان های جنایت کار  بلکه  این بی عدالتی که تازگی ها همه جا مد شده ناراحتم کردم. ترکیه با اون ۱۳ بازیکن ذخیره با آلمان سراسر ستاره اونجور بازی کرد که انگار نه انگار این آلمانه ۹۰ دقیقه بازی به جرات می تونم بگم که ۸۰ دقیقه فقط ترکیه حمله کرد ینس لمن که از بس شوت تو سر و کلش خورد داشت می ترکید ولی حیف از اون ...حیف... از آلمان متنفرم چون اونها شبیه اوختاپوس ها و آفتاب پرست ها می مونند از خودشون هیچ هر کتی نمی کنند تا یه مگس بیاد بالا سرشون بعد اونو با زبونش می خوردند عینا مثلا بازی دیشب هیچ کار مثبتی نکردند جز ۴ موقعیت که ۳تاش گل شد

عاشقونه:دیشب ساعت حول و ور ۱۲و نیم بود وقتی سن ترک گل مساوی را زد همین جور که روی زمین بودم و همگی تو خونه ما خوابیده بودند من به آسمون پریدم یک حسی داشتم انگار تموم دنیا جلوی چشمم افتاد روی زمین . با اینکه شماها باختید اما غیرت و تلاش شما همیشه سرمشق زندگی منه و من همیشه به شما عشق می ورزم

فلسفه:بعضی مسائل تو زندگی آدم ها باید اتفاق بیفته حتی اگه حداکثر تلاشه خودت را بکنی! این سرنوشت و تقدیر که تو رو از دور مسابقات حذف می کنه نه گل آلمان

کارشناسی ایرونی:آقا این داور اصلا به درد این بازی نمی خورد واقعا یه داور درجه سه به بازی آورده بودند پنالتی که روی سمیر تو محوطه جریمه جرمن ها بر اثر کشیدن پیرهن سمیر از دید داور که نه( از روی بی مغزی داور) گمشد و اگه داور این پنالتی را می گرفت آلمان ها حتی ۴ تا دیگه هم می خوردند من می رم فیفا شکایت می کنم چرا پنالتی مارا نگرفتند

انتقاد: بنده خدا عادل فردوسی پور چقدر دیشب التماس می کرد که ما باورمون بشه این قطعی بازی از خود سوئیسه از بس که این فوتبال ها رو با سانسور پخش کردند ... آره ولی ما باید به خودمونیم ببالیم که این فیلتر کردن بازی ها تو صدا سیما ایران چقدر پیشرفته است ظرف ۳پانیه تصویر رو عوض می کنند خدایش خیلی بی مزه بازی در می یارند دیگه شورشو در آوردند آخه اگه تصویر آنجلا مر کل آلمانی غیر مجازهست پس چرا دویست دفعه  تو اخبار نشونش می دن یا اگه .. هیچی بابا ولش کنید واسه کی دارم می گم حکایت یاسین خوندن و اینها دیگه کو گوش شنوا..

و در آخر یورو ۲۰۰۸ برای من تمام شد من دیگه هیچ تیمی تو این بازی ها ندارم که بخوام ببینم.پس خدا حافظ یورو البته شاید یه چندتا عکس از اختتامیه بگذارم.

آخرین عکس های جدید از جشن ترکیه و بازی های یک هشتم نهایی را تو ادامه مطالب گذاشتم

مطالب قبلی==>>

یورو قسمت دوم:

واما ایتالیا مارو جون بسر کرد تا ...

عاشقونه:حیف از اون پنالتی که جی جی عزیز گرفتی . و تو هنوز مرد بزرگ ایتالیا هستی ای جی جی بزرگ . من به عشق تو و توتی عزیز عاشق ایتالیا بودم و هنوز عاشق توام (البته الان که باختی دیگه واست تره هم خورد نمی کنم )

... : به تو روح ... ای دونادونی اگه پیدات کنم که پدرت را در میارم مگه ما مسخره شما هستیم ای چی چی شده فلان فلان شده با اون ریش بزی که گذاشتی اصلا اون کت شلوار راه راهت بت نمیومد مثل این گورخرا شده بودی ایشالا که اون چندتا بته مویی هم که داری بریزه

آرزو:حالا که تو نبردی تنها اومیدم من ترکیه شد و بس .

بیچاره ترکیه شنیدم که ۹ تا از بازیکنات مصدوم و محروم هستن اصلن اکه فاتح جون اجازه بدن خودم همین الان با خر عضفنر میام سوسیس ببخشید سوئیس پس فردا  میام تو زمین اخه حیونکی ها تیمی که ۲۲تا بازیکن داشته باشه و ۹ تا محروم و مصدوم فقط می مونه ۱۱تا. تو مکالمه ای که دیشب با فاتح تریم داشتیم. گفتم که سلام من و به بچه ها برسون بگو نگران نباشن حتما حتما آلمان که هیچی سهل است شما ها  با اون غیرت (یاشاسین آذر بایجان ببخشید ترکیه) میتونید ایران را با علی دائی هم ببرید(آره مرگ عباسعلی و صغرا خانوم)

فاتح به شما هم سلام رسوند گفت که درسته ما ۱۱ بیشتر نیستسم اما ۲تا دیگه دروازه بان غیر دروازه بان اصلیمون که اخراج شده داریم میخوام که دروازه بان سوم را هم بزارم تو خط هافبک نفوذی 

بعد از مکالمه با فاتح و ساغ اولون کردن با این عزیز اومدم اینجا شماهم درجریان تازه ترین خبرها قرار بدم یه آهنگ زیبا هم رای ترکیه ای ها گذاشتم ایشالا که از آلمان هم می بره قهرمان هم می شه

فکرشو کن ببین فاتح تریم اگه بخواد تعویض کنه چیکار می کنه

یورو قسمت اول:

 (سلام به سفارش افراد زیاد و به دلیل کمبود وقت چون امتحانهامون شروع شده و کلی کار .....نتونستم وبلاگ رو بروز کنم از همه دوستهای گلم که تو این مدت منو تنها نگذاشتن  تشکر زیاد  انشااله که جبران می کنیم.اما آپلود امروز مربوطه به بازی های یورو ۲۰۰۸ که به صورت سانسورشده هر شب میبینیم چند عکس جالب براتون گذاشتم شماهم دعا کنید ایتالیا از گروهش صعود کنه وراستشو بخواین من طرفداره دو آتیشه ایتالیا و آ اس رم هستم  خدایش اگه این دونادونی مربی گری نمی کرد کسی بهش گیر میداد که اومده ایتالیا را بهم ریخته .یه نکته جالب براتون بگم که ...

میدونید چرا پیراهن تیم ایتالیا آبیه در صورتی که رنگ پرچمشون از سه رنگ سبز و سفید و قرمز تشکیل شده و اینکه چرا تیم هلند نارنجی می پوشه در صورتی که رنگ پرچمش سرخ و آبی و سفیده

ایتالیایی ها آبی را رنگ مقدسشون می دونند و هلندی ها هم رنگ نارنجی تنها کشورهایی هستند که رنگ پیرهناشون با پرچمهاشون یکی نیست .اصلا می دونید چرا هویج نارنجیه. دانشمندان تو تحقیقاتشون فهمیدند که ژنهای هویج به صورتیه که میتونه به رنگهایه مختلف آبی قرمز سبز و نارنجی تبدیل بشه اما چون هلندی ها رنگ نارنجی را نماد کشورشون می دونستند شروع کردن به از بین بردن هویج های رنگی و فقط هویج نارنجی رنگ را تو دنیا گسترش دادند .)

انشااله که ایتالیا قهرمان میشه خدامی دونه که حقشه به لطف.... حالا اگه نشد ترکیه بشه عجب بازی کرد این ترکیه با چک حال کردم شب امتحان اقتصاد کلان به جای درس داشتم سر جام جلوی تلویزیون میخکوب بازی شده بودم حال داد

 

بزرگترین گالری عکس یورو ۲۰۰۸ (جام ملت ها اروپا) در ادامه مطلب

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

یک روز دلم گرفته بود 

موضوع: چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 23:39

امروز که نه یعنی این هفته انگاری هفته بد بیاری من بود همه جا اعصاب خوردی ... و

نمی دونم چرا از اون دانشگاه " چون بانک هنوز حذف و اضافه منو تایید نکره بود " نزدیک بود این ترم حال حسابی ازمون بگیره ولی ... نمی دونم چه جوریه ولی انگار این هفته قرار بود که من امتحان بشم

انگاری خدا می خواست امتخانم کنه ببینه هنوز مثله قبل صبر و تحملم زیاده یا نه .تا حالا اینقدر امتحان پشت سر هم نداده بودم .

این هفته خیلی مشکل داشتم با همه چیز اما الان فهمیدم که همشون چیزی جز یک امتحان ساده نبوده

این هفته همه چیز یک جوره دیگه شده بودند ولی یک چیز جالب :

این هفته خیلی مشکل داشتم اما بعد از اینکه این مشکلها برام پیش اومد بعدش وضع از قبل بهتر شده بود .مثلا همین دانشگاه ثبت نشدن حذف و اضافه من باعث شده که معدل ترم قبلم بیشتر بشه. یا اینکه مجبورم کرد بیشتر به دانشگاه برم که اونم باعث شد چندتا استاد هامون راببینم و بلاخره به نحوی تونستم قول نمره میان ترم ها را ازشون بگیرم. تونستم 10 نمره عملی تربیت بدنی را بگیرم . تونستم بالاخره مجوز نشریه که آرزوی قلبی من بود بگیرم یعنی نه به طور کامل ولی ...

خدارو شکر ...

آخر شبی به سرم زده که بیام آپ کنم با یک شعر از ترانه های ناصر عبدالهی عزیز تقدیم به اونهایی که ارزشش را دارند .  ** برای شادی روحش صلوات **

  

یه روز دلم گرفته بود مثله هوای بارونی

از اون هواها که خودت حال و هواشو می دونی

اگه بشه با واژه ها حالمو تعریف بکنم

تو هم من و شعر منو با همه حست می خونی

 

یه حالی داشتم که نگو یه حالی داشتم که نپرس

یه تیکه از روحم و من جایی گذاشتم که نپرس

یه جایی که می گردم و دوباره پیداش می کنم

حتی اگه کویر باشه بهشت دنیاش می کنم

 

اسم قشنگه شهرمو تو می دونی چی می گذارم

دونه دونه کوچه هاش و به اسمهای چی میگذارم

آخه تو هم مثله منی مثله دلهای ایرونی

وقتی هوا ابری می شه حال و هوامو می دونی

  دانلود موسیقی متن این وبلاگ (1.32 MB)

 

نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

نقدانه 

موضوع: مرد هزار چهره شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 14:1

سلام امید وارم که عید و تعطیلاتش به همه خوش گذشته باشه و همینطور بگذره .ما امسال هیجا نرفتیم البته خونه فامیلها رفتیم منظورم این بود که مسافرت خارج شهری نرفتیم . به جاش اقوام بنده تلافی سال گذشته مارا کردند و . خلاصه خوش گذشت ولی کاشکی به این زودی نمی گذشت.خلاصه اونهم اومد اون که یه وقتی...  گفتیم بعد از این همه وقت که نتونستیم بیاییم نت  حالا یک سری بزنیم. شرمنده تموم دوستهای گلم که نتونستم بیام . ممنون بابت کامنتهای زیباتون چه اونهایی که خصوصی دادند و چه بقیه... خلاصه غرض از مزاحت این بود که دلمون گرفت خواستیم در دل کنیم

اما..

 فیلم مرد هزار چهره:                       مردی ...

بعد از  مدتی  آقای مهران مدیری تونست معنای واقعی طنز در ادبیات را روی صحنه نمایش به صورت معنای کامل و واقعه ای به جلوی دروبین منتقل کنه شاید بشه این فیلم را یکی از شاهکار های آقا مهران دونست اکثر مردم اگه ازشون بپرسی می گن خنده تو این فیلم کم بود و بیشتر خنده ها هم همون مضمون و معنی خنده طنز بود که بعد از فکر کردن آدم باید به اون حال گریه کنه.

نمونه : شعر= پوتین برای سربازان *  نان به مقدار کافی    *    پول آب را باید بدهیم پول گاز را جدا!!!!

بازداشتگاه نم کشیده و دیگر هیچ .......!!!!!

شاید در وحله اول بگیم که این شعر همون لیست خریده اما....

اما این دقیقا نقد زیبایی به و صدای اعتراض آمیزی بود که آقای مدیری به صورت بسیار زیبا و هوشمندانه ای بود که فقط ما می خندیدیم

تمام صحنه ها و لوکیشن . موسیقی و نوع لباس و همه و همه  به طرز ماهرانه و استادانه ای ساخته و پرداخته شده بود که تونست با این فیلم مقصود خودش را به همه نشون بده

صحنه آخر نمایش که مسعود شصتچی جلوی رئیس دادگاه شروع به گریه کردنه و میگه:

ریاست محترم دادگاه من نفهمیدم و اینها به خاطر سادگی من بود و این که من مقصر تمام این مسائل نیستم و اینها (اشاره به حضار ) هم به اندازه من مقصرند (این صحنه آدم را یاد مرحوم شهرام جزایری می ندازه)

وقتی قسمتهای ۵ به بعد این مجموعه را دیدم یاد اون برنامه کوله پشتی افتادم که آقای حسنی عزیز کنار سردار رادان بود و انتقاد شدید فرزاد حسنی از نحوه برخورد نیروی انتظامی با مردم منجر شد که فرزاد را از برنامه کنار بگذارند و لی همه فهمیدند که برنده اصلی این بازی کی بود این هوش و زیرکی آقای حسنی بود که از همون اول میخ خودشو محکم کوبید و توپ را تو زمین رادان انداخت.

اما یک سوال؟

کی می تونه این کلمه را معنی کنه؟

انتقاد سازنده؟ ..................

صحنه جالب :

انتقاد شدید آقای مدیری از اوضاع اداری مملکت به وضوح مشاهده شد . آقای مدیری بسیار زیبا و مدبرانه (وجود کاغذ ) در ادارات را به نمایش گذاشت ؟

انتقاد از اوضاع نظام پزشکی ایران : اونهایی که مدرک گرفتند و حق خودشون می دونند که هر کاری می خوان می کنن

انتقاد از ناجا:

بازداشت تمام مردم شهر به خاطر بالا بردن امنیت و دیگر هیچ .......!!!!!

بازداشتگاه نم کشیده

 

ای کاش صدا و سیما مردم را خر و کودن فرض نمی کرد چون چندین صحنه تو تبلیغات فیلم بود که در پخش کاملا از بین رفت (معلوم نیست این آقای حسینیان کی به صحنه نمایش وارد شد که از ایشون در آخر فیلم به خاطر حضور افتخاری تشکر شد)

نمونه: صحنه ای که رضا رشید پور لباس فرم افراد قاچاغچیان را پوشیده در فیلم به طور کامل حذف شد و اصلا فیلمنامه به طور کامل در انتهای فیلم عوض شد

صوتی جالب:

قسمت ۱۰ این سریال وقتی تکرار این قسمت در بعد از ظهر از شبکه سوم پخش شد قسمتهایی که از نام فرهنگ داخل پرانتز =(فرهنگ) که در شب قبل استفاده شده بود حذف گردید چرا؟

امید وارم که سرنوشت آقا مهران هم مثله آقا  فرزاد نشه اما  این قصه سر دراز دارد هیچکس از پشت صحنه ( پشت پرده )با خبر نیست معلوم نیست که چرا این فیلم به نمایش در اومد

اونهم با سانسور...

نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

مطالبی در مورد هیپنوتیزم 

موضوع: هیپنوتیزم جمعه سوم اسفند 1386 14:0

خیلی ها فکر می کنند که هیپنوتیزم یک جادو یا یک تردستی یا یک چیزی شبیه اینه اما هیپنوتیزم به عنوان یک علم شناخته شده به طوری که در بسیاری از جوامع از این علم جهت تسهیل بسیاری از کارهای خود استفاده می کنند.مثال همین جدیدا شنیده اید که استفاده از هیپنوتیزم جهت عمل جراحی برا ی بسیاری از افراد که قادر به بیهوشی نیستند. این شد که یهویی به ذهنم رسید در مورد هیپنوتیزم بنویسم البته تمام مطالب زیر علمی است و با کمی خلاصه نویسی از یک کتاب قدیمی متاسفانه جلدش کنده شده بود که اسمش رو براتون بنویسم امیدوارم که استفاده کنید

Hypnotism

هیپنوتیزم Hypnotism

 

هیپنوتیزم از کلمه یونانی یا رومی به معنی خواب سرچشمه می گیرد و عبارتست از القاءات ممتد عامل در معمول.این علم از قدیم به طور پنهانی مورد استفاده بشر بوده و در بعضی از ملل جهان مانند هندیها ،مصری ها یونانی ها و رومیها معمول بوده.

در موزه بریتانیا ستونیست که در روی ان هیکل دونفر را برجسته نقش کرده اند و علائم خواباندن و معالجه بیماران توسط این نیرو دیده می شود. ولی در قرون وسطی این علم به نام تزویر و اوهام کنار گذاشته شد... تا اینکه در سال 1774 فردریک آنتوان مسمر این علم را وارد جهان دانش ساخت ، مسمر جلسات شبانه ای برگزار می کرد و با معالجات عجیب خود دانشمندان معاصرخویش را متحیر می ساخت . روش مسمر که از نام این طبیب گرفته شده یک شکل ابتدائی از هیپنوتیز است.

بعد از مسمر دانشمندانی چون پوی زگور ، فارایا و دلگوز دنبال این علم را گرفتند ، و در حدود نیمه قرن 19 مسمریسم جای خود را به هیپنوتیزم داد و این نام از طرف دکتر جیمز برید پزشک انگلیسی به آن روش داده شد.

ولی چندی پیش این علم از رونق افتاد و بار دیگر بوسیله ژان مارتن شارکو و هیپولیت برنهایم و همکارانش این علم رونق یافت و در معرض توجه دنیای علم قرار گرفت.

خواب هیپنوتیکی دارای چند درجه است که به تدریج از حالت خفیف به حالت عمیق فرو می رود. شارکو خواب مصنوعی را به سه درجه تقسیم نموده است:

1- خواب لتارژی در این خواب نبض معمول (کسی که به خواب رفته) تند می زند و چشمانش بسته یا نیمه باز است و به قدری اعضایش سست می شود که اگر سوزنی در بدن وی فرو ببرنند احساس درد نخواهد کرد . بطوریکه می توان بروی آن عمل جراحی انجام داد.

2- حالت کاتالپسی در این خواب بدن معمول بسیار سنگین و سست می شود.

3- حالت سمنامبول در این حالت قوای بینایی و شنوایی و بویایی معمول فوق العاده حساس می شود . بطوریکه صداهای دور را می شنوند و اگر چشمان او را هم ببندند می تواند کتاب بخواند

 

پست هیپنوتیسم

یکی از عجیب ترین حالات هیپنوتیسم است که در این حال اگر عامل (خواب کننده) به معمول( به خواب رفته) فرمان دهد که در فلان موقع بعد از بیداری فلان کار را انجام دهد او درست در همان موقع مقرر بدون اختیار آن کار را انجام خواهد داد در صورتی که بعد از بیداری از این موضوع اطلاعی ندارد.

 

                    

 

مانیه تسیم Magnetism

نیرویی است مغناطیسی که از هر طرف مارا احاطه کرده و اثراتی مانند آهن ربا دارد

فرق اساسی مانیه تیسم با هیپنوتیزم این است که مانیه تیسم نیروئی است خدادادی که در هر بشری کم و بیش وجود دارد و بوسیله اعمال ان در حال طبیعی یا پس از پرورش دادن آن می توان سایر انسانها و حتی حیوانات را تحت نفوذ خویش در آورد. ولی هیپنوتسم عبارتست از خواب مصنوعی که توسط اشیاء صدادار و چراغهای پر نور و غیره صورت می گیرد.

مانیه تیسم نیز دارای درجات مختلفی است که همگی از استقلال و بقای روح حکایت می کنند :

1- سوکژوتیف » بعد از تحت تاثیر قرار گرفتن و سلب اراده نمودن از دیگری این حالت حاصل می گردد ، در این حالت چشمان معمول ( فرد تحت تاثیر) باز است و می بیند و با همه صحبت می کند ولی از خود اراده ای ندارد بلکه ارده اش همان اراده شخص عامل است و هر کار که عامل بخواهد او انجام می دهد.

2- خواب کاتالپسی » در این حالت بدن معمول بی حس می شود و هر عضوی از اعضایش را مالش بدهند خشک می شود و بطوریکه می توان تمام بدنش راخشک نمود.

3- خواب سمنامبول » در این خواب حواس معمول فوق العاده قوی می گردد و از نظر سنگینی خواب به 7 درجه تقسیم می شود:

الف) در اولین درجه معمول صداهای خارجی را احساس نمی کند ، بلکه تنها عامل را می بیند و حرفهای او را می شنود ، و دستور های او را بدون تخلف انجام می دهد.

ب) در دومین درجه اگر عامل دستش را بدست معمول دهد و سوزنی به بدن خود فرو ببرد معمول نیز آن را حس خواهد کرد چنانجه آتش به بدن خود نزدیک کند معمول نیز در همان نقطه احساس حرارت می کند.

ج) در درجه سوم بدنهای عامل و معمول بدون اتصال به هم اگر عامل به بدن خود سوزن بزند معمول حس خواهد کرد.

د) در این خواب معمول با چشم بسته همه چیز را می بیندو احساسات درونش بیدار می شود و هر مشکلی را حل می نماید و امراض را تشخیص می دهد و نسخه آنرا می نوسد یا علاجش را می گوید.

ه) در این درجه معمول کاملا روشن بین می شود بطوریکه حرکات دور را می بیند و صداهای دور را می شنود .

و) در این حالت اگر عامل خشمناک شود معمول نیز عصبانی می شود و اگر حالت شادی بخود بگیرد معمول نیز خندان می گردد.

ز) در هفتمین درجه که سنگیرین خواب سمنامبول است معمول یکپارچه مانند چوب خشک می شود و بطوریکه میتوان سرش را روی صندلی و پاهایش را روی صندلی دیگر قرار داده بر روی سینه اش نشست.

                        هفتمین مرحله

4- خواب لتارژی» این خواب سنگین تر از خواب سمنامبول است و در آن احساسات معمول بطور کلی مانند مرده می شود؛ بطوریکه می توان در این حالت بدن معمول را برید یا سوزانید بدون اینکه حس نماید .

خواب پنجم که دنبال خواب لتارژی عارض می شود عبارتست از خارج شدن احساسات از بدن معمول ، در این حالت اگر چند نفر دیگر را نیز در حالت روشن بینی ( پنجمین درجه خواب سمنامبول ) ببریم اشعه ایکه از بدن معمول خارج می شود مشاهده می نمایند ، و از اوضاع و احوال ان شخص مطلع می گردند.

در این حال همراه با سنگین تر شدن خواب اشعه مانیه تیزم تدریجا از بدن معمول خارج می شود و در پشت سر او به فاصه چند قدمی تشکیل دو ستون نوری برنگهای زرد و آبی می دهد و هر قدر خواب عمیق تر شود این دوستون بزرگتر می گردند.

اگر در این حالت به بدن معمول سوزن فرو ببرند ابداً احساس نخواهد کد ولی چنانچه به ان دو ستون مختصر اشاره ای کنند داد معمول بلند خواهد شد.

خواب ششم این خواب که آخرین خواب مانیه تیسم است و آن را تخلیه غالب می نامند از همه خوابها سنگین تر است در این حالت آن دو ستون نوری به یکدیگر نزدیکتر می شوند و تشکیل یک آدم تمام خلقت نوری  می دهند که معمولیترین روشن بینی می توانند آنرا مشاهده نمایند ، این مجسمه نوری از هر دیوار محکم و در بسته ای می گرد و می توان با تمرینهای متعدد آنرا بجاهای خیلی دور فرستاد.

تاکنون عکسهای مختلفی ار این مجسمه برداشته شده که حاکی از حقیقت آن است. پایان             امیدوارم که استفاده کرده باشید


 

 


نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

خـدایــــا پنــاهـــم تــویــی 

موضوع: ندای دل دوشنبه یکم بهمن 1386 18:0

هنگام ارتباط با خدا ارتباط با دیگران را خاموش کنید

درسته علم پیشرفت کرده درسته که وسیله های جور وا جور از گوشیهای چند رسانه ای و mp4  و mp3 player ها گرفته تا وسیله های جدیدتری مثله  PSP  ها (نسل جدید ارتباط و سرگرمی بشر) همه جا به قول قدیمی ها مثل نقل و نبات تو جیب های  ما ریخته

از تو اتوبوس گرفته تا سر کلاس و خیابون و فروشگاه

بلوتوث همه جا را فراگرفته...

یه زمانی می گفتند که برد بلو توث  20 الی ۵۰ متره !! ولی حالا هر جایی که قدم بر می دارید یکی از اون امواج آبی بهتون برخورد می کنه

تا چند سال آینده به جای این نوشته...

(در مکان عمومی سیگار نکشید)

داخل تمامی مکانها و اتوبوس ها و قطار ها و .. می نویسند

(در مکان عمومی موبایلتون را روشن نکنید)

حالا کار به جایی رسیده که تو مساجد باید بنویسند

هنگام ارتباط با خدا ارتباط با دیگران را خاموش کنید

تو دنیای امروزی جا برای خلوت کردن کم شده

 

تو این ایام محرم دعا برای تمامی دوستان را فراموش نکنید شاید بین شما یک دلسوخته باشه

 که خدا اونو خیلی دوستش داره

 

 

نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

یلدا + هندونه + رادیو جوان + هدیه من 

موضوع: خبرهای باحال یلدا شنبه یکم دی 1386 0:54

یه چند تا خبر جدید و با حال گوش کن:

  اهم اخبار 

اگه از گرونی وبازار مسکن ، سهمیه بندی جدید بنزین و کارت سوخت ، فیروز کریمی و تنبیه یا تمرینش ، دعوای مهاجم های پرسپولیس سر آقای گلی ، مربی و تیم ملی و فدراسیون بی صاحبش ، قاتل و جانی که تو اصفهان اومده و فرانسوی کشته شده ،بگذریم یک سری خبر جدید این اطراف هست که شنیدنش جالبه مثلا تو همین آنگولای خودمون خبرآوردند که یه بابای کارگردان آنگولایی داشته یه فیلم اکشن تو یکی از خیابونای آنگولا می ساخته ، که ناگهان یه چند تا پلیس از همه جا بی خبر او مدند وسط لوکیشن ،تا صحنه در گیری توی فیلم را دیدند این آقا پلیسها جو گیر شدند و زدند دو تا نقش اولهای فیلم  را به ضرب گلوله فرستادند اون دنیا

باید این موفقیت را به پلیس های زحمت کش و وظیفه شناس آنگولائی تبریک گفت

میگن به بنده خدای خرم آبادی چند رو پیش میاد تهران ،تو ترمینال یه بابای موتور سواری بهش میگه آقا موبایلتو بده یه زنگ واجب دارم .تا موبالشو میده اونم فلنگو می بنده فرار ، جالب اینجاست که این فرد خرم آبادی نزدیک به 20 کیلو متر را پیاده فرد موتور سوار را تعقیب می کنه تا اینکه سر یک چهارراه پشت چراغ قرمز اونو گیرش میاره تا اونجایی که می خوره از خجالتش در می یاد

اونوقت می گن چرا ایران تو رشته دو و میدانی مقام نمی یاره بابا این استعاد ناب را نگذارید تلف بشه 20 کیلو متر تصورشو کن...

 

حالا می رسیم به

www.adpa.coo.irدانلود موسیقی قدیمی شماره 1 (261 کیلو بایت)

                               دانلود موسیقی قدیمی شماره 2(404 کیلو بایت)

                                دانلود موسیقی قدیمی شماره 3 (464 کیلو بایت)

                                دانلود موسیقی قدیمی شماره 4 (575 کیلو بایت)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

دلتنگی + مسابقه 

موضوع: دلتنگی پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 20:34

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد  نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد

راهی نروم که بی راه باشد  خطی ننویسد که آزار دهد کسی را

 یادم باشد که روز و روزگار خوش است  همه چیز رو به راه و بر وفق مراد است

 و  خوب تنها...

 تنها دل ما دل نیست

آره

www.adpa.coo.ir

گریه کردم گریه کردم اما دردمو نگفتم 

 تکیه دادم به غرورم تا دیگه از پا نیفتم

چه ترانه بی اثر بود مثله مشت زدن به دیوار

اولین فصل شکستن آخرین خدا نگهدار

 من به قله می رسیدم اگه هم ترانه بودی

صدتا سدومی شکستم اگه تو بهانه بودی

اگه غم ترانه بودی اگه تو بهانه بودی

www.adpa.coo.ir

 با تو فانوس ترانه یک چراغ شعله ور بود

لحظه ها چه عاشقانه قاصدک چه خوش خبر بود

 کوچه ها بدون بن بست آسمون پر از ستاره

شبها گل خونه خورشید , واژه ها شعر دوباره

دست تکون دادن آخر  توی اون کوچه خلوت

 بغض بی وقفه آواز گریه های بی نهایت

www.adpa.coo.ir

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

تولد 

موضوع: تولد یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 3:23

حرفی از جدایی با من نزن

مرگ شعله هام را دامن نزن

من کوير نيمه جونم

 رو به جنوننم

 با تو جون مي گيرم

  عشق تو بسته به جونم
 
اگه تنها بمونم
 
باور کن مي ميرم


 براي دل بستن   نگو فرصتي نيست

نگو هر چي به وقتش


دوست داشتن نوبتي نيست

نگو ديگه رفتي

نذار بشم تنها 

 گل بارون زده

  دلگيره بي تو دنيا


www.adpa.coo.ir

اینم هدیه من به شما به خاطر تموم محبت هایی که به من کردید آهنگ زیبای سریال گل بارون زده دانلود کنید کم حجمه فقط (۶۵۰ کیلو بایت) و واقعا زیباست

گل بارون زده

با تشکر از همه شما   

www.adpa.coo.ir

نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

خـــــدای مهـــربــــون 

موضوع: خدای مهربون یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 23:41

خـــــدا ؛  خـــــدای مهـــربــــون

راستی چقدر در مورد خدای خودمون می دونیم خدا کیه؛ کجاست؛ اصلا ما کی هستیم! اینجا چیکار می کنیم ! برای چی خدا ماها رو آفریده ؛ آیا فقط به خاطر همینه که یه چند روزی تو این دنیا بیاییم و زندگی کنیم ؛ حالا کار خوب و بدش بماند ولی....

 

بقیه شو بیا تو ادامه مطلب بخون به صورت کامل

 

                    www.adpa.coo.ir

                         

           زندگی سخته ولی اگه بخواهی به  سخت بودنش فکر کنی سخت تر میشه پس:

 

        به جای ایستادن در افق به سوی خورشید حرکت کن تا زمین با نور تو طلوع کند،

     تشعشع خورشید در سایه تو محو می گردد، چون تو اراده ای به وسعت آسمان داری،

برخیز! پیش از انکه از گرمای نورانیت وجود خود را آتش زنی؛ بیا و این بار زمین که از اهریمن 

                        سرد گشته و به زوال روی آورده؛ در آغوش گرم خود بگیر.

برخیز و گام به سوی دیار تنهائی ها بگذار، شاید دل شکسته ای به انتظار شنیدن صدای پای

                  توست .بدان تو توانایی و قدرتمند ، هرگز از صدای غرش زندگی نترس،

                                                اینجا خدا با ماست.

                               www.adpa.coo.ir

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

خودمونی 

موضوع: افتتاحیه چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 22:20

سلام به همه به هر کسی که داره منو می بینه از اینکه AdpA را انتخاب کردی خیلی ممنون اینجا بخش خومونی AdpA است کم کم خودت متوجه میشی که اینجا چه خبره

از ین حرفها که بگذریم میرسیم به اصل مطلب حالا یکی بگه اصل مطلب چیه...!منم مثل تو مثل همه فکر
می کردیم که اینجا بهشته می تونیم عقده های 12 سال درسخوندن های خودمون را خالی کنیم ولی وقتی که اومدیم فهمیدیم اینجا که بهشت نیست هیچ .... (حالا بماند که چی هست) ولی اونطور که ما می خواستیم نبود کاریش هم نمی شه کرد همینه که هست ولی می تونیم یه جور با هم کنار بیاییم می تونیم این .... را با هم حداقل برای 4 سال هم که شده به یک بهشت کوچیک تو دلهامون تبدیلش کنیم خیلی سخت نیست فقط کافیه چشماتو روی همه چیز ببندی نه اینکه بی خیال همه چیز بشی یا خودت را گول بزنی نه !
منظورم اینه که ما می تونیم خودمون را ثابت کنیم (اینا AdpA میگه)
اینجا فقط باید, نباید ها را با اون قدرت خودمون تبدیل به باید ها کنیم
آره من و تو با اگه هم باشیم می تونیم هر کاری بکنیم, این قدرت غیر قابل انکاره ماست.
AdpA یه سرزمین آزاد, یه سرزمین که به هیچ کس تعلق نداره, اینجا فقط منم و تویی و خدا

نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

عمومی 

موضوع: افتتاحیه سه شنبه دهم مهر 1386 22:19

بالاخره AdpA اومد با هر سختی با هر مشکلی که داشت اومد
AdpA اومد تا بتونه تو دله همه جا بشه AdpA اومده تا خیلی از مشکلها را بی منت حل کنه AdpA اومده تا یه دوست خوب برای تو باشه
AdpA یه انجمن یا یه سایت یا هر چی ....... حتی می تونه یه چت روم (نه ببخشید) یه اتاق گفتگو باشه برای هر کسی که بخواد حرف دلش رو توی این دانشگاه به گوش همه برسونه
AdpA به هیچ جا, مکان, حزب, گروه یا سازمانی تعلق نداره
AdpA فقط اومده تا حرف دل خیلی ها را بزنه
با اینکه خیلی ها نمی خواستن و نمی گذاشتن ولی بدون که AdpA کاره خودش را انجام می ده

AdpA فقط به تو تعلق داره پس بیا تا با هم این سرزمین را آبادش کنیم

نوشته شده توسط هادی صفاری | لينک ثابت |

Rssارتباط با ماراهنماي سايت پارسيان اردستانموسيقي تصاوير اس ام اس كليپبخش كامپيوتر پارسيانبخش موبايل پارسيانفروشگاه اينترنتي پارسيانAdpA  وبلاگ شخصي صفحه اصلي وبسايت پارسيان اردستان


About
این تنها یک وبلاگ نیست؛ اینجا یه سرزمین آزاده برای همه، آدپا با شعار عشق و زندگی اومده پس همیشه با عشق و بسوی زندگی
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Created With  AdpA  Copyright © 2006 - Designer: AdpA >Hadi saffari<